صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 28
كسر أصنام الجاهلية
عرفان اوست . نقطهء ضعفي در وى مشاهده نشد ، جز اينكه نسبت به مخالفان عقيدتي وفكريش بسيار سختگير است ؛ آنها را هرگز نمىبخشد واز بكار بردن عبارات وكلمات بسيار زشت وموهن ، همچون كور وكر ، نادان وكودن وكانا ، أحمق وأرذل ، گمراه وگمراه كننده ، همج رعاع ، خوك وخر بيدم وگوش « 1 » خوددارى نمىكند ، البتة از شخص معيّنى هم اسم نمىبرد . گاهى هم در سخنانش نوعي ناهماهنگى وپريشانى واضطراب ديده مىشود . مثلا در موارد متعدّدى از اشاعره بسختى انتقاد مىكند وآنها را أهل بدعت وضلالت وقدوهء جهله وأراذل مىشناساند وعقايدشان را زشت وقبيح وفاسد ومستنكر مىشناسد « 2 » ؛ در حالي كه از أبو حامد غزّالى ، كه از استادان بزرگ اين جماعت واز حاميان ومدافعان همان عقايد وأفكار است ، ببزرگى ، عظمت وفضل « 3 » وعلم « 4 » نام مىبرد وبه تعظيم وتبجيلش مىپردازد وأحيانا أو را از أعاظم اسلام بشمار مىآورد ودر آثار خود آرا وعقايد وى - البتّه عقايدى كه با مشربش سازگار است - را با تحسين وبصورت قبول وارد مىكند « 5 » . ودر همين رساله ( مقالهء دوّم ، فصل ششم ) تحت عنوان « وهم وإزالة » در مسئلهء قضا وقدر ، سؤالي وسائلى فرض مىكند ، امّا ، نه تنها سؤال را پاسخ نمىگويد ، بلكه سائل را شديدا توبيخ وسرزنش مىكند ، كه اينگونه سؤالها تو را وأمثال تو را نرسد ، وراسخان در علم نبايد به شما جز اين پاسخ دهند كه خاموش باشيد ودم فرو نياوريد . « 6 » أهل حكمت مىدانند كه اگر چنين عملي از فقيهى يا متكلّمى قابل توجيه باشد ، هرگز شايستهء حكيمى نيست ، آن هم حكيم بزرگى همچون صدرا .
--> ( 1 ) براي نمونه ، ر . ك : همين رساله ، صص 8 ، 12 ، 96 ، 156 ، 176 . ( 2 ) ر . ك : الأسفار الأربعة ، ج 1 ، صص 364 ، 363 ، ج 6 ، صص 321 ، 366 ؛ ج 7 ، صص 57 ، 298 . ( 3 ) ر . ك : همان ، ج 2 ، ص 322 . ( 4 ) ر . ك : إيقاظ النّائمين ، ص 15 . ( 5 ) همانها ومفاتيح الغيب ، ص 243 . ( 6 ) صص 91 ، 92 .